میلاد فرخنده امام علی (ع) مبارک باد




امام علی علیه سلام می فرمایند:
مراقب افکارت باش که گفتارت می شود.
مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود.
مراقب رفتارت باش که عادتت می شود.
مراقب عادتت باش که شخصیتت می شود.
مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت میشود.





علوم تجربی راهنمائی




امام علی علیه سلام می فرمایند:
مراقب افکارت باش که گفتارت می شود.
مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود.
مراقب رفتارت باش که عادتت می شود.
مراقب عادتت باش که شخصیتت می شود.
مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت میشود.





وشعبان وبلغنا شهر رمضان
واعنا علی الصیام والقیام
وحفظ اللسان وغض البصر
ولا تجعل حظنا منه
الجوع والعطش
رجب نهریست در بهشت از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر


پيامبر صلىاللهعليهوآله :
اِنَّ الْوَلَدَ الصّالِحَ رَيْحانَةٌ مِنْ رَياحينِ الْجَنَّةِ؛(1)
فرزند شايسته ، گُلى از گلهاى بهشت است 
ارتباط حركت با دستگاه تنفس بسيار روشن وآشكار است . شما ده پله را تند بالا برويد و يا 100متر تند بدويد . ملاحظه مي كنيد كه نفس شما به شمارش مي افتد . توضيحش ساده است . ماشينهاي موتوري براي حركتهاي تند بنزين زيادتري لازم دارند . بدن انسان نيز براي حركت تند احتياج به نيرو و انرژي بيشتري دارد. اين انرژي با سوخت و ساز مواد غذائي در مقابل اكسيژن يعني اكسيداسيون به دست مي آيد . زندگي سلولهاي بدن و فعاليت آنها به اكسيژن بستگي دارد . شما اگر روي پايتان طوري بنشينيد كه روي شريان پا (رگ پا ) فشار بيفتد در چند دقيقه پايتان كرخت مي شود و گز گز مي كند . اين همان كندي جريان خون و كمبود اكسيژن است ،همانطور روي شريانهاي نقاط ديگر بدن اگر فشار بياوريد يا مانعي مجراي رگها را مسدود نمايد ( مانند آمپولي در شريان قلب ) جريان خون و اكسيژن قطع و عضو با ورود ناراحتي از كار خواهد افتاد . تحمل اعضا ء بدن در مقابل كمبود اكسيژن متفاوت است . دست وپا و اطراف بدن تا 1-2 ساعت به قطع جريان خون تحمل دارند ولي از همه بيشتر مغز وقلب به اكسيژن احتياج دارند . پس از قطع جريان اكسيژن ( قطع تنفس )مغز در يكي دو دقيقه و قلب نيز در 2-3 دقيقه از كار مي افتد . خوشبختانه اكسيژن به مقدار فراوان و مفت و مجاني در هواي آزاد وجود دارد و 21% تركيب هوا اكسيژن است . در سطح دريا غلظت آن بيشتر و در ارتفا عات هر چه بالا تر برود مقدار آن كمتر مي شود .
|
|
مردم قدیم می دانستند که بدون هوا وغذا کسی زنده نمی ماند
بخش بيروني ناحيه تنفسي دستگاه تنفس از حفرهبيني تا نايژهها داراي پوشش مطبق کاذب مژکدار با سلولهاي جامي شکل است. بافت پيوندي سست زيرين داراي تعداد زيادي غدد سروزي- موکوسي است. ترشحات غدد بوسيله مژه حمل ميشوند. مژه با حرکت موجي ترشحات را به طرف حفره بيني هدايت ميکند. آستر مخاط داراي سلولهاي ائوزينوفيل ، ماکروفاژ ولنفاوي فوليکولهاي است.
اين قسمت ايمونوگلوبولين A توليد ميکند و به پوشش مخاطي ميرسد و باکتريها و ويروسها را ميکشد. استخوان ديوارههاي حفره بيني و غضروف حنجره و ناي و نايژه به دستگاه استحکام ميبخشد. تا در مقابل فشار هوا فشرده شده و يا بيش از حد منبسط نشوند. رشتههاي ارتجاعي باعث کشيده شدن لولههاي هوايي به هنگام دم و کاهش آن به هنگام بازدم ميشود.
حفره بيني بوسيله ديواره بيني به دو بخش قرينه تقسيم ميشود. کام سخت حفره بيني را از حفره دهاني جدا ميکند. پوشش اين ناحيه از بافت مطبق سنگفرشي غير شاخي همراه با مو ،چربي غدههاي و غدههاي عرق است. حفره بيني شامل بخش تنفسي و بويايي است. در نتيجه لايه سلولهاي پوششي ميتواند حفره بيني را مرطوب و به کمک رگهاي خوني خود آن را گرم کند.
حلق به دو بخش بيني- حلقي و دهاني- حلقي تقسيم شده است. کام نرم ، ناحيه بيني-حلقي را از حفره دهان جدا ميکند. ناحيه دهاني- حلقي راه تنفسي و گوارش است. مخاط ناحيه بيني- حلقي داراي سلولهاي مژهدار و غدد است و مخاط ناحيه دهاني- حلقي همراه با غدد موکوسي است. لوزههاي حلقي در سقف ناحيه بيني- حلقي قرار دارند. زير مخاط حلق محتوي غدد موکوسي است. ماهيچه حلق مخطط و متشکل از دو طبقه طولي در درون و حلقوي در بيرون است.
حنجره در عقب حفره بيني و در بالاي ناي قرار دارد. حنجره غضروفهايي دارد که باعث باز نگه داشتن آن ميشود. در حنجره تعدادي تار يا طناب صوتي وجود دارد که ارتعاش آنها بوسيله هواي بازدم باعث توليد صدا ميشود يک زايده غضروفي به نام اپيگلوت در هنگام بلع غذا دهانه حنجره را ميبندد و مانع ورود غذا به درون ناي ميشود. تارهاي صوتي از جنس بافت پيوندي ارتجاعي هستند خروج هوا را از ششها هنگام بازدم موجب ارتعاش اين تارها و توليد صدا ميشود.
|
|
شش به صورت جفت در داخل پرده جنب قرار دارد. بافت پيوندي درون شش داراي مقدار زيادي رشتههاي ارتجاعي و ماهيچه صاف است. نايژههاي اصلي و رگهاي ششي از طريق ناف اين اندام وارد ششها ميشوند. شش سمت راست داراي سه لوب و شش سمت چپ داراي دو لوب است. هر لوب يک شاخه از نايژه از نايژه اصلي را دريافت ميکند. هر لوب به لوبولهايي تقسيم شده است. ساختار دروني ششها داراي سيستمي شاخهاي است که به نام درخت نايژکي خوانده ميشوند. در فضاي ميان دو لايه جنب کمي مايع وجود دارد که حرکات ششها را آسان ميکند. حدود 300 ميليون کيسه هوايي در مجموع دو شش وجود دارد و تبادل گازهاي تنفسي را به عهده دارند.
ناي داراي 16 تا 20 بند است و هوا پس از حنجره وارد ناي ميشود. هر يک از بندها قطعهاي به شکل U و داراي غضروف شفاف با پريکندرويوم است که بوسيله نوارهايي از ماهيچه صاف در ناحيه باز U به يکديگر متصل ميشوند. نوارهاي ماهيچهاي بطور طولي و مايل قرار گرفتهاند. حلقههاي غضروفي بوسيله بافت پيوندي متراکم بهم متصل ميشوند.
ناي انشعاب يافته نايژه اصلي را ميسازد. اين دو شاخه به ششها راه دارند ساختار ناي و نايژه اصلي مشابه يکديگر است گر چه غضروف بخش انتهايي نايژهها نامنظم ميشود. نايژههاي اصلي به تعدادي مجاري هوايي تقسيم ميشوند. نايژههاي بزرگ ، نايژکها ، نايژکهاي انتهايي ، نايژکهاي تنفسي ، مجراي آلوئولي و کيسه هوايي.
نايژکهاي انتهايي به نايژکهاي تنفسي و آنها نيز به مجاري هوايي تقسيم ميشوند. نايژکهاي تنفسي از نظر بافتي شبيه نايژکها هستند به جز اينکه کيسههاي هوايي دارند. مجاري هوايي به تعدادي کيسه هوايي ختم ميشوند. کيسههاي هوايي به شکل حبابهايي با ديواره بسيار نازک ، رشتههاي ارتجاعي و بدون ماهيچه هستند. کيسه هوايي ظريف و فنجاني شکل بوده پوشش آن سنگفرشي ساده است.
بين حبابها ديوارهاي از رشتههاي شبکهاي و ارتجاعي در ميان سلولهاي فعال وجود دارد. تعدادي لوکوسيت ، ماست سل ، فيبروبلاست و شبکه مويرگي نيز در اين ناحيه ديده ميشود. سلولهاي ديواره داراي اکتين و ميوزين است و عمل تبادل در اين ناحيه صورت ميگيرد. مويرگها داراي ديواره نازک با پوشش تماس دارند.
|
|
تنفس در آدمي شامل دو مرحله و بازدم دماست. در مرحله دم هوا وارد ششها و در هنگام بازدم از آن خارج ميشود. در انجام دم و بازدم پرده جنب نقش مهمي دارد. فشار فضاي ميان دو لايه پرده جنب هميشه کمتر از فشار اتمسفر است و به همين دليل ششها حتي در حالت بازدم ارادي نيز کاملا بسته نميشوند. قبل از شروع دم کليه ماهيچههاي تنفس در حال استراحت هستند و ديافراگم به صورت يک گنبد است و دندهها در پايينترين وضعيت خود قرار دارند و فشار فضاي جنب کمتر از فشار اتمسفر و ششها در حالت نيمه باز هستند. هنگامي که فرمان عصبي دم توسط مراکزتنفسي در مغز صادر ميشود اعصاب حرکتي ماهيچههاي بين دندهاي خارجي و ديافراگم را منقبض ميکنند.
انقباض ماهيچههاي بين دندهاي خارجي موجب حرکت دندهها به بالا و طرفين ميشود. انقباض ديافراگم موجب افزايش حجم قفسه سينه ميشود. اين افزايش حجم باعث کاهش فشار مايع جنب و باز شدن کيسهها ميشوند و هوا را به درون خود ميکشانند. بنابراين عامل اصلي باز شدن کيسههاي هوايي و ورود هوا به ششها پرده جنب است. اگر پرده جنب پاره شود شش کاملا جمع شده و از کار ميافتد. در پايان دم ماهيچهاي ويژه دم استراحت ميکنند. خاصيت ارتجاعي ششها و وزن قفسه سينه موجب ميشود که ششها به حالت اوليه خود برگردند. برگشت ششها باعث افزايش فشار هواي درون شش نسبت به اتمسفر و در نتيجه بيرون راندن هوا ميشود بازدم را بطور فعال نيز ميتوان انجام داد.
نورونهاي بصلالنخاع داراي فعاليت خودکار و متناسب هستند. در بصلالنخاع علاوه بر نورونهاي مرکز دم ، نورونهاي ديگري وجود دارد که تحريک آنها ماهيچههاي بازدم را فعال ميکند. اما در تنفس عادي پس از توقف فعاليت مرکز عصبي دم ، انقباض ماهيچههاي تنفسي پايان مييابد و بازدم به صورت غير فعال و به علت خاصيت ارتجاعي ششها صورت ميگيرد. همچنين مراکز ارادي تنفس در مخ قشر وجود دارد. گازهاي تنفسي نيز در ميزان فعاليت تنفس نقش دارند. عامل اين تنظيم مقدار اکسيژن و بويژه دياکسيد کربن موجود در خون است. توازن اين دو گاز در خون بايد حفظ شود.
هنگامي که بک مولکول اکسيژن هوا وارد دستگاه تنفس ميشود تا زماني که به درون يکي از سلولهاي بدن برسد بايد مراحل زير طي شود.
عکس اين حالات در مورد دياکسيد کربن صادق است.
معلّمي هنر است، هنر آموختن هر آن چه سال ها با سعي و تلاش اندوخته است. معلّمي
عشقي الهي و آسماني است که پروردگارِ مهربان به انسان اعطا کرد تا با همّت
بلند خويش روشنائي شب هاي تارِ جهالت و ناداني باشد. معلمّي، مهري است که
از روز ازل با گل آدمي سرشته شد تا مردم از ظلمات جهل به نور دانايي،
رهنمون شوند. براستي که معلّمي شغل نيست، عشق است.

مي توان در سايه آموختن
گنج عشق جاودان اندوختن
اول از استاد، ياد آموختيم
پس، سويداي سواد آموختيم
از پدر گر قالب تن يافتيم
از معلم جان روشن يافتيم
اي معلم چون کنم توصيف تو
چون خدا مشکل توان تعريف تو
اي تو کشتي نجات روح ما
اي به طوفان جهالت نوح ما
يک پدر بخشنده آب و گل است
يک پدر روشنگر جان و دل است
ليک اگر پرسي کدامين برترين
آنکه دين آموزد و علم يقين
استاد حسين شهريار
روز و هفته معلم بر همه ي معلمان مبارک باد
رسول اکرم (ص) :
همه علم ها روز قیامت وبال است مگر علمی که بدان عمل کنند ۰

|
|
با توجه به بالا بودن فشار اکسیژن در ریه ها ، اکسی هموگلوبین در ریهها تشکیل شده و پس از رسیدن به بافتها ، اکسیژن جدا شده و دیاکسید کربن به آن متصل میگردد. بدین ترتیب امکان حمل اکسیژن از ریه به بافتها و دیاکسید کربن از بافتها به ریه امکانپذیر میگردد.عمر گلبولهای قرمز 120 روز میباشد. و پس از پایان این مدت بوسیله ماکروفاژهای طحال ، کبد و مغز استخوان فاگوسیته میشوند. کاهش تعداد گویچههای قرمز در خون را کم خونی Anemia و افزایش گویچههای قرمز در خون را پلی سیتمی Polycytemia مینامند.
عمر متوسط گلبولهای قرمز خون 120 روز است برای این که میزان گلبولهای قرمز در خون ثابت بماند باید در هر ثانیه حدود یک میلیون گلبول قرمز در مغز استخوان ساخته شود. گلبولهای قرمز در دوره جنینی در کبد و طحال و گرههای لنفاوی ساخته میشوند. اما در ماههای آخر دوره جنینی و پس از تولد تنها در مغز استخوان بوجود میآیند. در سالهای اول پس از تولد همه استخوانها گلبول قرمز میسازند ولی از حدود پنج سالگی به بعد تولید گلبول قرمز در استخوانهای دراز کاهش مییابد و سپس متوقف میشود و از آن به بعد بیشتر گلبولهای قرمز در مغز استخوانهای ستون مهرهها ، سر ، سینه و لگن تولید میشوند.
در مغز استخوان بافت زایندهای وجود دارد که با چند تقسیم سلولی گلبولهای قرمز را میسازد سلولهای زاینده در ضمن این تغییرات هسته خود را از دست میدهند و مقدار زیادی هموگلوبین در سیتوپلاسم خود میسازند. فعالیت ماهیچهای ، صعود به ارتفاعات و گرم شدن هوا ، تولید گلبولهای قرمز را افزایش میدهند. سلولهای مولد گلبولهای قرمز در مغز استخوان نسبت به عواملی مانند اشعههای زیان آور مانند اشعه ایکس بسیار حساسند. و نخستین بخش بدن در مقابل اشعه ایکس که از کار میافتد همین بافت مغز استخوان است. کمبود ویتامین B12 ، آهن ، نیز باعث کاهش تولید گلبولهای قرمز میشود.

اجسام کروی یا بیضوی کوچکی به قطر 4 - 2 میکرون هستند که از قطعه قطعه شدن سیتوپلاسم سلولهای بزرگی به نام مگا کاریوسیت (Mega karyocytes) در مغز استخوان حاصل میشود، فاقد هستهاند. با وجود این در مهره داران پست سلولهای هسته داری به نام ترومبوسیت معادل پلاکت می باشد. پلاکتها را ترومبوسیت نیز می نامند. تعداد پلاکتها 400 - 200 هزار در هر میکرولیتر خون می باشد. و عمر آنها 11 - 8 روز می باشد. هر پلاکت توسط غشایی غنی از گلیلو پروتئین محصور شده و بررسیها بیانگر وجود آنتی ژنهای گروههای خونی ABO در غشای پلاکتها می باشد.
کار اصلی پلاکت جلوگیری از خونریزی است. که این عمل با چسبیدن پلاکتها به همدیگر و محل آسیب دیده رگ و ترشح مواد دخیل در انعقاد انجام میگیرد. تحریک پلاکتها در محل آسیب عروقی باعث ترشح ADP میگردد که ADP چسبیده به سطح پلاکت موجب چسبیدن پلاکتها بهم و تشکیل توده پلاکتی را میکند که به صورت درزگیر عمل کرده و از ادامه خونریزی جلوگیری میکند. همزمان با ترشح ADP ، سروتونین و ترومبوبلاستین پلاکتی نیز ترشح میگردد. که اولی باعث انقباض عروق و دومی باعث تبدیل پروترومبین به ترومبین میشود. ترومبین ، فیبرینوژن محلول پلاسما را به فیبرین غیر محلول تبدیل مینماید که سلولهای خونی در لابهلای توری ظریف حاصل از فیبرین گرفتار شده و لخته تشکیل میگردد.

بر روی غشای گلبولهای قرمز خون 400 نوع آنتی ژن وجود دارد که برخی از آنها از نظر انتقال خون و کلینیک حائز اهمیت میباشند. مثل سیستم ABO. به غیر از سیستم ABO ، سیستم RH نیز در انتقال خون واجد اهمیت است. 40 نوع آنتی کور در این سیستم وجود دارد که آنتی ژن D بیشترین آنتی ژنی را داشته و در انتقال خون اهمیت دارد.

| تعیین گروه خون- اساس انجام آزمایش گروه خون بر واکنش آگلوتینه .. | |
|
اساس انجام آزمایش گروه خون بر ایجاد و عدم ایجاد آگلوتینه استوار است |
کیسه تنان دستگاه گردش خون ندارند ۰ بدن انها از دو لایه سلولی ساخته شده است ۰ بنابراین همه سلولها می توانند به طور مستقل به تبادل مواد با محیط بپردازند ۰
جانورانی که بدن انها چندین لایه سلولی دارد به یک دستگاه گردش مواد و مایعی به نام خون نیاز مندند
در جانوران دو نوع دستگاه گردش خون وجود دارد : بسیاری از بی مهر گان ، مانند عنکبوتیان ،خرچنگ دراز و ملخ گردش خون باز دارند ۰ خون در بدن این جانداران درون رگهای بسته جریان ندارد، بلکه از انتهای باز بعضی رگها خارج می شود و در میان سلول ها گردش می کند ۰
مهره داران دستگاه گردش خون بسته دارند ۰این دستگاه از قلب و شبکه ای از رگها ساخته شده است ۰ خون در این نوع دستگاه گردش خون ، هنگام گردش از رگها خارج نمی شود۰ دستگاه گردش خون ماهی ، نمونه ای از دستگاه گردش خون بسته است۰
بسیاری جانوران در بدن خود دستگاهی به نام دستگاه گردش خون دارند ۰ کار این دستگاه به گردش دراوردن اکسیژن ٬ دی اکسید کربن ٬ مواد غذایی ٬ هورمون ها و مواد دیگر در بدن است ۰
دستگاه گردش خون انسان شامل قلب ٬ رگها و خون است ۰
مواد تشکیل دهنده خون درجانوران مختلف ٬ متفاوت است ۰ بیشتر خون ها قرمزند ٬ اما اقسام متمایل به سبز ٬ قهوه ای و بی رنگ هم در بین بی مهره ها دیده می شود ۰
قلب خزندگان ٬ پرندگان و پستانداران از چهار حفره ٬ دو دهلیز در بالا و دو بطن در پایین ٬ ساخته شده است ۰ سمت راست قلب خون را به ششها می فرستد ۰ این مسیر را گردش کوچک (ششی) می نامند ۰ سمت چپ قلب خونی را که از ششها امده است ٬ در مسیر گردش بزرگ به جریان می اندازد۰
چارت دستگاه گردش خون
این عضو مخروطی شکل بصورت کیسهای عضلانی تقریبا در وسط فضای قفسه سینه (کمی متمایل به جلو و طرف چپ) ابتدا در دل اسفنج متراکم و وسیعی مملو از هوا یعنی ریهها پنهان شده و سپس توسط یک قفس استخوانی بسیار سخت اما قابل انعطاف مورد محافظت قرار گرفته است. ابعاد قلب در یک فرد بزرگسال حدود 6x9x12 سانتیمتر و وزن آن در آقایان حدود 300 و در خانمها حدود 250 گرم (یعنی حدود 0.4 درصد وزن کل بدن) میباشد.
کارکرد اصلی قلب , تلمبه کردن خون قرمز و روشن که در بر گیرنده مقادیر فراوانی اکسیژن و مواد غذایی است از راه سرخرگهای بزرگ به سرتاسر بدن میباشد وقتی اکسیژن این خون بدست بافتها برداشته شد, سیاهرگها خون فاقد اکسیژن کافی را که به رنگ تیرهتری در آمده است را دوباره به قلب بر میگردانند .
قلب دارای دو قسمت میباشد که هر قسمت آن به گونه یک تلمبه جداگانه عمل میکند. هر یک ازاین قسمتها نیز به دو بخش تقسیم میشود. بنابراین قلب رویهمرفته دارای چهار اتاقک میباشد. حفرههای بالایی را که اصطلاحاً دهلیز مینامند , به گونه جمع کننده خون ورودی به قلب عمل میکنند و حفرههای پایینی که به آنها "درون" گفته میشود , با انقباض خود مایه میشوند که خون از قلب به بیرون تلمبه شود. قسمت راست قلب , خونهایی را که از شاهرگهای تمام بدن میآید را گرفته و به سمت ششها تلمبه میکند تا اکسیژن ششها بتوانند وارد این خون شوند. قسمت چپ قلب , خونی را که از ششها بیرون میشود را گرفته و سپس آن را به تمام قسمتهای بدن میفرستد تا نیازهای اکسیژن آنها را بر طرف نماید . برای اینکه خون به همراه اندامها و ماهیچههای بدن برسد , باید با فشار فراوانی تلمبه گردد. شما وقتی یک سرخرگتان بریده میشود , میبینید که خون باچه فشاری به بیرون فواره میزند. برای اینکه این تلمبه زدن با قدرت کافی انجام شود , عضلات قلب باید خیلی نیرومند باشند و هیچگاه همانند دیگر عضلات (برای نمونه ماهیچههای پاها) دچار خستگی نگردند. بنابراین , عضلات قلب نیاز دارند که خودشان به خوبی خونرسانی شوند و اکسیژن و مواد غذایی به اندازه کافی به آنها رسانده شود. این خونرسانی خود عضلات قلب , بدست سرخرگهای تاجی و شاخههای آنها صورت میپذیرد.
سرخرگهای تاجی (تاجی) از آئورت بیرون میآیند. آئورت , سرخرگ اصلی بدن میباشد که از درون چپ , خون را بیرون میشازند. سرخرگهای تاجی از آغاز آئورت منشا گرفته و بنابراین نخستین سرخرگهایی هستند که خون در بر گیرنده اکسیژن بسیار را دریافت میدارند. دو سرخرگ تاجی (چپ وراست) کمابیش کوچک بوده و هر کدام تنها 3 یا 4 میلیمتر قطر دارند .
این سرخرگهای تاجی از روی سطح قلب عبور کرده و در پشت قلب به یکدیگر متصل میشوند و کم وبیش یک راه دایرهای را ایجاد میکنند. وقتی چنین الگویی از رگهای خونی قلب بدست پزشکان قدیم دیده شد , آنها فکر کردند که این همانند تاج میباشد از این روی واژه لاتین "سرخرگهای تاجی" (Coronary) را به آنها دادند که امروزه نیز از این واژه بهره گیری میشود . از آنجایی که سرخرگهای تاجی قلب از اهمیت فراوانی برخوردار هستند , پزشکان تمام شاخهها و دگرگونیهایی که میتواند در کسان گوناگون داشته باشد را شناسایی کردهاند. سرخرگهای تاجی چپ دارای دو شاخه اصلی میباشد که به آنها اصطلاحا "نزولی قدامی" و "سرخرگ چرخشی میگویند و این سرخرگها نیز به نوبه خود به شاخههای دیگری نقسیم میشوند. این سرخرگها , مایه خونرسانی به قسمت بیشتر عضله درون چپ میشوند. درون چپ دارای عضلات بیشتری در برابر درون راست میباشد زیرا وظیفه آن , تلمبه کردن خون به تمام قسمتهای بدن است. سرخرگهای تاجی راست , بیشتر کوچکتر بوده و قسمت زیرین قلب و درون راست را خونرسانی میکند. وظیفه درون راست تلمبه کردن خون به ششها میباشد . سرخرگهای تاجی دارای ساختمانی همانند تمام سرخرگهای بدن هستند ولی تنها در یک چیز با آنها تفاوت دارند که تنها در زمان میان ضربانهای قلب که قلب در حالت آسوده (ریلکس) قرار دارد , خون دراین سرخرگها جریان مییابد. وقتی عضله قلب منقبض میشود , فشار آن به قدری بسیار میشود که اجازه عبور خون به عضله قلب را نمیدهد , از این روی قلب دارای شبکه کارسازی از رگهای باریک خونی است که مایه میشود تمام نیازهای غذایی و اکسیژن رسانی آن را به خوبی انجام دهد. در بیماران تاجی قلب , سرخرگهای تاجی تنگ و باریک میشوند و وعضلات قلب از رسیدن خون و اکسیژن به اندازه کافی محروم میگردند (مانند هنگامی که که یک لوله آب به دلایل گوناگونی تنگ شود و نتواند به خوبی آبرسانی کند). در حالت استراحت , میشود اشکالی برای فرد ایجاد نشود , ولی هنگامیکه قلب ناچار باشد کار بیشتری انجام دهد و برای نمونه شخص بخواهد چند پله را بالا برود , سرخرگهای تاجی نم توانند بر پایه نیاز اکسیژن این عضلات , به آنها خون و اکسیژن برسانند و برآیند اینکه شخص در هنگام بالا رفتن از پلهها دچار درد سینه (آنژین) میگردد. در چنین مواقعی اگر فرد کمی استراحت کند , درد بیشتر از میان خواهد رفت. اگر یک سرخرگ تاجی به چرایی مسدود شدن آن بدست یک لخته خون , به گونه کامل جلوی خونرسانی اش گرفته شود , قسمتی از عضله قلب که دیگر خون به آن نمیرسد , خواهد مرد .